تبليغاتX
صد ا ی ا مید

یا لطیف

اللهم عجل لولیک الفرج

عید بزرگ مبعث عید طلوع امید  بر مسلمانان جهان مبارک باد .

چه   سازم چونکه   الکن  شد  بیان را                     

بشارت    آمد   امشب     فرشیان را

 رســـیده   باده ای   از   خـــــم   سرمد                       

مرا    امشب  ز  مستی   نکته    آمد

پریشان   گشته ام  زین   باره   بی حد                      

 شب   مبعث   شب   عید   محمد (ص)

همان  احمد که  نامش  دلنشین  است                      

که مهرش با دل  و جانم   عجین است

همان احمد که بی شک بی قرین است                      

یگانه   اختــــر   روی   زمـین   است

 اشعار از سروده های برادر نازنینم حاج سید کمال الدین خردمندان شاعر و خادم اهل بیت (ع)

http://fatemeyon.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 1:30  توسط محمد حسن - صلوات یاد تون نره   | 

یا لطیف

اللهم عجل لولیک الفرج

برای سلامتی عاجل آقای احمد عزیزی دست دعا ونیاز به سوی آسمان بر می داریم :

اللهم اشفع کل مریض بحق محمد و آل محمد (ص)

آقاي خامنه‌اي پلي از خميني تا مهدي است

اين عصر، عصر امپراطوري آدم است. اين عصر، عصر طغيان رودخانه‌هاي ازلي است. اين عصر، عصر فرمانروائي گل سرخ، بر نبض جنگل است و من قسم مي‌خورم كه كليد طلائي خورشيد، درهاي كهنسال ظلمت را خواهد گشود و روزي همه ما در يك چمن مشترك، صبحانه خواهيم خورد و تمام بشريت بر بال پروانه‌اي، از اقيانوس الهي خواهد گذشت.

من از امام زمان تقاضا دارم هر چه سريعتر نامه انسان را براي خداوند بخواند. من از امام زمان مي‌خواهم هرچه تندتر از جاده‌هاي آسمان بيايد و گرد و غبار ملكوت را در جان بشريت بپاشد. من از امام زمان استدعا مي‌كنم دست درختان را بگيرد و تا جبروتي‌ترين ارتفاع جهان بكشد. من از امام زمان تقاضا دارم هرچه زودتر شير سبزينه را بر پاشويه‌ي تاريخ باز كند.

من از امام زمان مي‌خواهم شجره‌نامه زمين را به امضاي سرخ مستضعفان برساند و پاي شكواييه شهيدان را گواهي كند و ورقه آماده به خدمت انسان را انگشت بگذارد. من از امام زمان انتظار دارم كه انتظار ما را بكشد و وزن سرگرداني ما را اندازه بگيرد. من از امام زمان مي‌خواهم سري به سرزمين سربداران بزند و جنازه شقايق‌هاي ما را از خاك بردارد و در كفن سپيد ياس‌ها بپيچد. من از امام زمان مي‌خواهم مملكت ما را به ملكوت وصل كند و كشور ما را بر كشتي نوح بگذارد و به ساحل زيتون برساند. من از امام زمان مي‌خواهم بر كوه ندبه بايستد و رودخانه خروشان هقهق ما را تماشا كند…

اكنون ايران، خورشيد راحلي را در سينه خود پنهان كرده است. مردي كه از خم برخاست و بر «مي» نشست و در ني دميد. مردي كه مشت‌هاي گرسنگان را پر از گوهر قناعت كرد. ما را از ابوشقي گرفت و به دست ابوسعيد سپرد. شاه را از تخت به زير كشيد و گدا را مير مجلس كرد. براي ما خورشيد و شهادت آورد و شبنم و شقايق را معني كرد. دخترانمان را در ناف آهوان پرورش داد. پسرانمان را پشت پلنگ، سواري داد و دروازه بيداري را بر شهرهايمان گشود…

آقاي خامنه‌اي دست ما را به دامن خورشيد خواهد رساند. آقاي خامنه‌اي براي دلهاي خونين ما كه افق گرفته‌ي عاشوراست- چراغ نيمه شعبان را خواهد افروخت. آقاي خامنه‌اي خانه‌هاي گلي ما را در كوچه بني هاشم ثبت نام خواهد كرد. آقاي خامنه‌اي سيادت جنگل را بر زخم نمك آلود كوير خواهد پاشيد و يتيمان خميني تا را به سفره نور و نوازش دعوت خواهد كرد. آقاي خامنه‌اي پلي از خميني تا مهدي است. پلي كه از فرات تشنه‌كامان زمين رد مي‌شود. پلي كه كاروان كربلا را به قلب ما، به خانه‌ي سوزان نفس ما مي‌آورد.

خامنه‌اي از سادات سپيده‌دم است. خامنه‌اي از خاندان خداوند است. خامنه‌اي از تبار روشن خورشيدي است كه در خراسان خاموش شد. خامنه‌اي تجلي سبز وجدان ما و تهجي سرخ درون ماست و خامنه‌اي شمعي است كه هزار و چهارصد سال قبل تاكنون قلب‌هاي پروانه‌وار ما را به خود فرا مي‌خواند.

من از آقاي خامنه‌اي خواهش مي‌كنم فرمان دهد پادگان پرستش، پر از صبحگاه نيايش شود. من از آقاي خامنه‌اي التماس مي‌كنم نسل تشنه ما را به سرچشمه صاحب‌الزمان برساند. من از آقاي خامنه‌اي مي‌خواهم دستور دهد تمام شهر را آيينه‌كاري كنيم و خانه‌ها را تا سورة‌المنتهي بالا ببريم و درختان را بطور متساوي تقسيم كنيم. مردم به اندازه نمازشان، نيايش بكارند و به اندازه نيازشان اجابت بردارند. ما در كوهستان كبريا رگه‌هاي مشاهده را كشف كنيم. فرمان دهد همه خمس‌ شادماني خود را بر برهنگان بپوشانيم و زكات زيبايي را به آيينه‌ها پرداخت كنيم…

چرا زورق زيباي حقيقت را به گرداب سهمگين نسبيت مي‌اندازيد؟ شما مي‌خواهيد حزب‌اللهي‌ها را منزوي كنيد در حاليكه تمام موجودات عالم حزب‌اللهي‌اند. چرا وقتي صحبت از پرستش مي‌شود دماغتان را مثل شيطان مي‌گيريد؟ اي كركس‌هاي شاهنشاهي كه خود را پرستوهاي پروسترويكا معرفي مي‌كنيد!

شما مي‌خواهيد آزادانه به شط پرشكوه خيابان‌ها بياييد و هر چه معصوميت را به تور بيندازيد. شما بازوان فرهنگي استعمار و اعتماد‌السلطنه‌هاي عصر حجر و قجريد. يادتان مي‌آيد در عصر طاغوت چقدر براي يك جرعه شهبانو در صف ملاقات مي‌ايستاديد. شهبانو براي شما جيره ماري‌جوانا تعيين كرده بود. آن روزها نانوايي ادبيات از احسان يارشاطر برپا بود و تندتند روشنفكران فطير را به تنور استبداد مي‌زد.

چرا شرق را تحقير و غرب را تطهير مي‌كنيد؟ مگر غرب جز بارهاي فراموشي و زنان تهي چه دارد؟ مگر غرب جز اتوبان‌هاي تاريك و آسمان‌هاي سرب‌آلود چه دارد؟ آنجا انسان بر صندلي مرصع الكتريكي نشسته است و در اطاق‌ گاز تنهايي قدم مي‌زند. آنجا سر عرفان را زير آب كرده‌اند تا بشر ال‌اس‌دي را به بستر تشنج خود راه دهد. آنجا عشق اتوماتيك زده و به خيابان‌ مي‌آيد. آنجا زيبايي كامپيوتري است.

آنها انسان را سكولاريزه مي‌كنند تا كالاهاي سكسي‌شان را بفروشند. آنان زنان خود را عرضه مي‌كنند تا كالاهايشان تقاضا شود و شما ويروس فلسفي ايدزيد كه از مجراي عفوني ليبراليسم به خون روشن مشرق مي‌ريزند. شما مي‌خواهيد بسيجي‌ها مثل سربازان يلتسين بروند و براي همبرگر مك‌دونالد سر و دست بشكنند. شما نوار مسلسل ويدئو را به سينه مجروح اين نسل گرفته‌ايد.

و ما در سال اول هجري زندگي مي‌كنيم، در عصر استواي انسان. عصري كه نصف‌النهار تاريخ است. عصري كه تجلي‌كده‌ي انسان كامل است. ما در سال اول هجري به دنيا آمده‌ايم و شما هنوز در عصر عمو نئادرتال و دائي كرومانيون قدم مي‌زنيد!

«احمد عزيزي» از مجموعه «رودخانه رويا»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 1:0  توسط محمد حسن - صلوات یاد تون نره   | 

یا لطیف

اللهم عجل لولیک الفرج

روز قسمت بود..خدا هستی را قسمت ميکرد.

خدا گفت: چيزی از من بخواهيد هر چه باشد شما را خواهم داد

سهمتان را از هستی طلب کنيد زيرا خدا بخشنده است.

و هر که آمد چيزی خواست.

يکی بالی براي پريدن و ديگری پايی برای دويدن

يکی جثه ای بزرگ خواست و آن يکی چشمانی تيز

يکی دريا را انتخاب کرد و يکي آسمان را.

در اين ميان کرمی کوچک جلو آمد

و به خدا گفت:خدايا من چيز زيادی از اين هستی نمی خواهم

نه چشمانی تيز ونه جثه ای بزرگ نه بال و نه پايی

نه آسمان ونه دريا تنها کمی از خودت

تنها کمی از خودت به من بده و خدا کمی نور به او داد.

نام او کرم شب تاب شد.خدا گفت:

آن که نوری با خود دارد بزرگ است

حتی اگر به قدر ذره ای باشد

تو حالا همان خورشيدی که گاهی

زير برگ کوچکی پنهان می شوی

و رو به ديگران گفت:

کاش می دانستيد که اين کرم کوچک

بهترين را خواست

زيرا که

از خدا جز خدا نبايد خواست

كاش بتوانيم مانند اين كرم كوچك بتابيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 1:4  توسط محمد حسن - صلوات یاد تون نره   | 

یا لطیف

اللهم عجل لولیک الفرج

وضعیت ازدواج بعدازضایعه نخاعی

این تحقیق مربوط به آمريكا بوده و  به بررسی میزان طلاق بین افرادی که بعدازضایعه نخاعی ازدواج کرده اند، و افرادعادی جامعه که ازنظرسن وجنسیت باآنها یکسان و قابل مقایسه هستند پرداخته است. نتایج حاصل ازآن نیز تعدادی از عوامل که باعث افزایش احتمال وقوع طلاق می شوند  را مشخص کرده است.

مطالعاتی که ازگذشته برروی ضایعه نخاعی واثرات کوتاه مدت آن ،برروی وضعیت تاهل انجام شده نتایج زیررانشان می دهند:

- درافرادنخاعی ،بعدازگذشت چندسال ازضایعه آنان ،تعدادافراد مجرد(که هیچوقت ازدواج نکرده اند) و طلاق گرفته،درمقایسه با تعدادافراد عادی جامعه که ازنظرسن وجنسیت باآنها مشابه هستند،بیشتراست.

- میزان طلاق دربین افرادی که درزمان آسیب دیدگی خود ازدواج می کنند  و درطول چندسال اول بعدازضایعه نخاعی ،بیشتراست .ازطرفی افرادمجرد،بعدازضایعه نخاعی کمترازدواج می کنند.

تاکنون تحقیقاتی درموردمیزان طلاق درمیان افرادنخاعی که بعدازآسیب ازدواج کرده اند،انجام نشده است.بسیاری ازافرادی که دچارضایعه نخاعی شده اند، درزمان ترخیص از مراکزتوانبخشی تنها هستند(2/ 54 درصد) . این طوردرنظرگرفته شده که میزان طلاق بین افرادی که بعداز ضایعه نخاعی ازدواج کرده اند ،درمقایسه با کسانی که قبل از زمان آسیب خود ازدواج نموده اند، کمتراست. برای بررسی صحت این فرضیه، مطالعه ای برروی ازدواج بعداز آسیب نخاعی انجام شده است.


روش مطالعه


بااستفاده ازاطلاعاتی که ازسال 1973 در مرکز آمارآسیب های نخاعی ایالات متحده (NSCISC) موجودبود،622نفرازکسانی که بعدازآسیب نخاعی ازدواج کرده بودندشناسائی شدند.این افراد10 تا 15 سال بعدازازدواج تحت نظرقرارداشتند. به طوری که درزمان مراجعه افرادبرای ویزیت سالیانه خود، وضعیت ازدواج آنان نیزبررسی می گردید.

متغییرهای دیگری که ازمجموعه اطلاعات آن مرکز جهت کمک به پیش بینی وضعیت ازدواج مورداستفاده قرارگرفتند عبارت بودنداز: سن افراددرزمان ازدواج، جنسیت،نژاد،سطح نورولوژیکی ضایعه، میزان آموزش درزمان ضایعه،ترتیب ازدواج (ازدواج اول یا تجدیدفراش)،فاصله زمانی ضایعه تا ازدواج.

یافته ها

طی دوره مطالعه ، 126 نفر( یعنی 3/20 درصد) طلاق گرفتند، 36 نفر( 8/5درصد) بطور قانونی ازهم جدا شدند،و12 نفر(9/1 درصد) بیوه شدند.ازسوی دیگرباتوجه به آمارهای طلاق در ایالات متحده و درجمعیتی که ازنظر سنی وجنسیت مشابه این افراد بودند، تنها 74 نفرطلاق گرفته بودند.اما علیرغم بالا رفتن میزان طلاق ، تعدادزیادی از ازدواجهای بعدازآسیب نخاعی حفظ شده بودند.(یعنی 3/74 درصد بعداز5 سال و6/58 درصد بعداز10 سال). یافته های مهم دیگری که ازاین تحقیق بدست آمد،عبارتنداز:

- میزان طلاق درمردان نخاعی 07/2 باربیشترازمیزان طلاق درزنان نخاعی است.
- میزان طلاق درکسانی که تجدیدفراش کرده بودند 8/1 بار بیشترازافرادی بودکه برای اولین بارازدواج می کردند.
- میزان طلاق درمیان کسانی که آموزشهای دانشگاهی نداشتندبالاتر بود.
- میزان طلاق درافرادی که ضایعات آنها در سطح کمری-خاجی Lumbosacral)) است،نسبت به کسانی است که ضایعات باسطوح بالاتردارندبیشتراست.

عجیب است که این بررسی نشان می دهد تاثیرضایعه نخاعی برروی ازدواج های بعدازآسیب تنها اندکی کمتراز ازدواج هایی است که قبل ازضایعه نخاعی انجام شده اند.البته این مطالعه به جای ارائه اطلاعات توصیفی ،اطلاعات سببی راارائه می دهد. برای شناسائی عوامل موثربرطلاق ودلائل بالا بودن میزان آن بعداز ضایعه نخاعی لازم است تحقیقات بیشتری انجام شود.یک مدل توسعه یافته می تواندبه پیش بینی طلاق در کسانی که درمعرض آن قراردارند،کمک کند . درهرحال بایدبرای کاهش میزان طلاق دربین افرادنخاعی قدم برداشت.
   

  منبع : مقاله: " وضعیت ازدواج بعدازضایعه نخاعی " نوسنده : ميسل دويوو - مترجم: مهندس عباس كاشي (ohealth2007@yahoo.com) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان -خرداد ماه 1388 - برگرفته از: سايت: http://www.spinalcord.uab.edu

    

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 1:24  توسط محمد حسن - صلوات یاد تون نره   |